سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
283
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
وعبادة بن الصامت نيز در شام بود در لشكر معاوية ، ديد كه قطارى از شتران مىگذرد وبر آن شتران شراب مسكر در تُنگها بار كردهاند ، پرسيد كه : چيست ؟ گفتند كه : شرابى است كه معاوية براي فروختن فرستاده ، عباده كاردى گرفته برخاست وتُنگها را وپخالها را بدريد تا همه شراب ريخت ، باز أهل شام را از سوء سيره عثمان ومعاوية تحذير نمود ، ومعاوية اين همه ماجرا به عثمان نوشت ودر نامه درج كرد كه : عباده را به حضور خود طلب فرما كه بودن أو موجب فساد ملك ولشكر مىشود . عثمان عباده را نزد خود طلبيد وبر أو عتاب كرد كه : تو چرا بر من ‹ 90 › وبر معاوية انكار مىكنى ، أطاعت اُولى الأمر را واجب نمىشناسى ؟ ! عباده گفت كه : من از پيغمبر شنيدهام كه : « لا طاعة لمخلوق في معصية الخالق » وعبد الله بن مسعود را چون از قضا وخزانه دارى كوفه معزول ساخت ، ووليد بن عقبه را والى ساخت ، ابن مسعود جور وظلم وليد را ديد وآشفته شده ، نزد مردم معايب أو را ذكر كردن گرفت ، ومردم را در مسجد كوفه جمع نموده ، بدعتهاى عثمان پيش ايشان ياد كرد وگفت كه : اى مردم اگر امر بالمعروف ونهى عن المنكر نخواهيد كرد ، خداى تعالى بر شما غضب خواهد فرمود ، وبَدان را بر شما مسلّط خواهد كرد ، ودعاى نيكان مستجاب نخواهد شد ، وچون خبر اخراج أبو ذر بدو رسيد در محفل عام خطبه برخواند واين آية - به طريق تعريض بر عثمان - تلاوت نمود : ( ثُمَّ أَنْتُمْ هؤُلاءِ تَقْتُلُونَ